تبليغاتX
UPDATE WORLD

UPDATE WORLD

هر آنچه جالب است

مرد هزار چهره

احتمالا جزء افرادی بوده اید که سریال مرد هزار چهره را در ایام نوروز مشاهده کرده اید.سریـــالی که بر خلاف کار های قبلی مدیــری دید انتقــادی صریح تری داشـت و البته بسیار از افرادی که این سریــال را مشاهده نمودند به بعضی سانسور ها در این سریال پی بردنــد.روزنامه کارگزاران گفتگــویـی را با نویسندگان این مجموعه انجام داده که حرف هایی شنیدینی در مورد حاشیه این سریـــال بیان میکنــند

 

 

گفت‌وگو با این گروه تیز، جسور و سریع‌الانتقال، آسان‌ترین كار دنیا بود. كاری نداشت گفت‌وگو با مصاحبه شوندگانی كه خودشان گفت‌وگو را در دست می‌گیرند، توی حرف‌های همدیگر می‌دوند، می‌خندند، شوخی می‌كنند، همدیگر را پیدا می‌كنند و دنباله حرف‌های هم را می‌گیرند و از آن سو نه ترسی دارند و تعارف و رودربایستی با كسی. برخلاف چیزی كه فكر می‌كردم، نیازی نبود مدام نگاه‌هایشان را بخوانم و چشم‌هایشان را دنبال كنم یا شش‌دانگ حواسم را جمع كنم كه مبادا طفره بروند، بدجنسی كنند و گفت‌وگو را با آمیخته‌ای از هوش و نبوغ و طنز به نفع خود هدایت كنند. آنها؛ گروه نویسندگان «مهران مدیری» در خانه «مهراب قاسم‌خانی» در محاصره تابلوهای بزرگ نقاشی، نشستند و بی‌ترس – به گواهی این گفت‌وگو- صادقانه از حادثه نوشتن «مرد هزارچهره» گفتند؛ نوشتنی كه كم‌دردسر نبود و هنوز و همچنان با آنكه چند روزی است از پایان سریال می‌گذرد، آنان را در هاله‌ای از سوءتفاهم نگاه داشته است. بخش اول گفت‌وگوی مرا بخوانید كه همه‌اش صراحت و جسارت و حاضر‌جوابی‌ست. نویسندگان «مرد هزارچهره» در بخش اول این گفت‌وگو بیشتر از حاشیه‌ها گفتند.

چقدر پای متن‌هایتان ایستاده‌اید؟ اصلا چیزی كه اجرا شد، چقدر شبیه چیزی بود كه شما نوشته بودید؟
خشایار الوند: من نظر شخص خودم را می‌گویم و ممكن است بچه‌ها، چیزی كه من می‌گویم را قبول نداشته باشند. من فكر می‌كنم چیزی حدود 50، 60 درصد متن نوشته شده، اجرا شد اما در اجرا هم آن چیزی كه ما فكر می‌كردیم، نشد؛ بخشی از سكانس‌ها، گرفته نشده اصلا و بخشی با تغییر گرفته شده و بعضی‌ها هم به‌طور كل یك چیز دیگری شده است؛ شبیه سكانس‌های دادگاه كه بالكل چیز دیگری شده است. هیچ دلیل ممیزی هم نداشتیم، در كل كار، دو حذفی وجود دارد كه همه هم دیدند و فهمیدند. كار به شكل فعلی، شاید، چیزی در حدود دو، سه درصد ممیزی شده باشد. یعنی در واقع خود كارگردان تصمیم گرفت كه چه چیز را بگیرد، چه چیز را نگیرد و چه چیز را جور دیگری بگیرد.
می‌خواهم ببینم این در كارهای «مهران مدیری» اتفاق پیش‌آمدنی و قابل‌پیش‌بینی‌ست؟ یعنی نویسنده كار خودش را می‌كند و مطمئن نیست از آنكه چیزی كه می‌نویسد، اجرا شود؟
الوند: این كار با همه كارهای قبلی ما فرق داشت و این ماجرا درباره این كار تشدید شده پیش آمد. در سریال‌های 90شبی، خب، هر كس كار خودش را می‌كند و قسمت خودش را می‌نویسد و همه چیز از نقطه «آ» شروع می‌شود و در نقطه «ب» تمام می‌شود و كسی مسوولیتی در قبال اتفاقات شب قبل سریال ندارد و چون فرصت تغییر هم وجود ندارد و آقای مدیری متن را سر صحنه و در وقت اجرا می‌خواند، بالطبع نمی‌داند كه بهتر است چه چیزی اجرا شود و چه چیزی حدف شود و... شاید جالب باشد ولی، آقای «مدیری» می‌گوید؛ اخیرا دارم «برره» را تماشا می‌كنم. چرا؟ .............

 

برای خواندن کامل این مصاحبه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت   توسط میثم  | 

علی سنتوری توقیف شد...نام محسن چاوشی در ابتدا و انتهای تیتراژ اومد...خیلی واقعیت ها رو گفت و خیلی های دیگه رو هم نگفت...

سنتوری مثل بقیه ی فیلم های ایرانی خواسته یا نا خواسته دزدیده شد و با 1000 تومن میشه یه نسخه با کیفیت عالی و زیر نویس انگلیسی شو خرید.

حرف من حرف تکراری کپی رایت نیست...حرف من اینه..چرا این فیلم توقیف شد؟ مگه سنتوری به جز نشون دادن واقعیت های جامعه بود

دوست نداشتم جزء افرادی باشم که فرهنگ رو پایمال میکنند و به قول آقایان کمک میکنند تا سینما رو به نابودی بره..یه سوال دارم..آقایان که ادعاتون.!!!.خر رو هم پاره میکنه! شما چرا یه فیلم رو توقیف میکنید تا مثل سبزی  توی بازار فروخته بشه ؟؟ مگه سنتوری جز به واقعیات اشاره کرد؟ مگه تو همون قرآنی که گوشه تاقچه های همتون هست و احتمالا با اندازه سیاهی دلتون روش رو گرد گرفته 1000 بار نگفته حق رو پایمال نکینید؟ تنها مشکل سنتوری این بود که نشون میداد تو جامعه مشروب خوار هست..؟ معتاد هست...؟ یه عده جوون هست که سرگرمی و تفریح سالمشون مهمونی های شبونه و خوش گذرونی های غیر مجازه؟

سنتوری علاوه بر اینا داستان خواننده ها نیز هست..هنرمندانی که به دلیل گیر های بی خود وزارت فرهنگ و ارشاد محکوم به ورشکستگی و فرار از مملکت می شوند. ایران باید چند نفر مثل شادمهر عقیلی رو از دست بده و تا کی؟

سنتوری رو نقد نکردم..تنها حرف هایی بود که از روی احساس خودم..

شنیدم شماره حسابی رو دادن برای افرادی که فیلم رو میخرند و دانلود میکنند تا جهت جلوگیری از افزایش  این زیان گنده به داریوش مهرجویی و تهیه کنندگان فیلم(فرامرز فرازمند و دارویش مهرجویی) فیلم هر مبلغی رو که دوست دارند به این حساب واریز کنند شاید گره ای از گره های کور سینما با این بخشش ها باز بشه!

شماره حساب رو دقیق نمیدونم(در بعضی سایت ها منتشر شده که قابل اعتماد نیست) اما گویا در روزنامه های رسمی اعلام شده...جستجو کنید و قد کرمتون داریوش خان رو یاری فرمایید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت   توسط میثم  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت   توسط میثم  | 

الف: يك نهاد عمومي با انجام نظرسنجي از بانوان 18 تا 50 ساله تهراني، مهمترين عوامل مزاحمت در تهران از نظر خانم‌ها را ارزيابي كرد. در اين نظرسنجي كه 1000 خانم در جريان آن مورد پرسش قرار گرفته‌اند، پرسشگران ، با نام بردن مزاحمت‌هاي رايج براي بانوان در تهران، از پرسش شوندگان خواسته‌اند تا درجه اين مزاحمت را بين چهارگزينه خيلي زياد، زياد، كم و خيلي كم ارزيابي كنند. بر اساس اين گزارش، بانوان تهراني مزاحمت «بوق زدن اتومبيل و اصرار به سوارشدن» را با 85 درصد انتخاب گزينه خيلي زياد، بيشترين مزاحمت براي خود دانسته‌اند. پاسخهاي بانوان به ساير مزاحمت‌هاي مطرح شده در اين ارزيابي عبارتند از: - "انتشار تصاویر خصوصی افراد"، 80 در صد زیاد و خیلی زیاد - "تنه زدن عمدی به زنان"، 83 درصد زیاد و خیلی زیاد - "متلک گفتن"، 76 درصد زیاد و خیلی زیاد - "شنيدن الفاظ رکیک"، 75 درصد زیاد و خیلی زیاد - "ویراژ دادن و حرکات نمایشی موتورسواران" 72 درصد زیاد و خیلی زیاد -" تعقیب زنان توسط مردان در اماکن خلوت"، 72 درصد زیاد و خیلی زیاد منبع : خبرگزاری فردا http://www.fardanews.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت   توسط میثم  | 

آرنولد بنت: داستان نويس انگليسي(1867،1931) وي براي آنکه ثابت کند آب شهر پاريس از نظر بهداشتي کاملا سالم است، يک ليوان از آن را خورد و در اثر تيفوئيد ناشي از آن در گذشت!


آگاتوکلس:(خودکامه سراکيوز 361، 289 ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.


آلن پينکرتون:(موسس آژانس کارآگاهي آمريکا 1819، 1884) هنگام نرمش صبحگاهي به زمين خورد و زبانش لاي دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقارياي ناشي از اين زخم درگذشت.


آيزادورا دانکن:(رقاص آمريکايي 1878، 1927) هنگامي که در اتومبيل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبيل گير کرد و گردنش شکست و خفه شد.


اسکندر کبير:(پادشاه مقدوني 356 ،323 ق.م) به دنبال دو روز ميگساري و عياشي در اثر تب درگذشت.


الکساندر:(پادشاه يونان 893،1 1920) يک ميمون خانگي گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.


تامس آت وي:(نمايشنامه نويس انگليسي 1652، 1685) مرد فقيري بود. به دنبال روزها گرسنگي سرانجام يک گيته به دست آورد و با آن يک دست پيچ گوشت خريد و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گيرش شد و خفه اش کرد!


تامس مي:(مورخ انگليسي 595،1 1650) بر اثر بلعيدن غذاي زيادي، خفه شد.


جان وينسون:(ماجرا جوي بريتانيا 1557، 1629) وي در 72 سالگي از اسب به زمين افتاد و ميخي وارونه بر زمين افتاده بود، در سرش فرو رفت.


جروم ناپلئون بناپارت:(آخرين بناپارت آمريکايي 1878، 1945) در سنترال پارک نيويورک، پايش به زنجير سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم هاي حاصله در گذشت.


جورج دوک کلارنس:(انگليسي 1449،1478) به دستور برادرش ريچارد سوم در خمره شراب خفه شد.
جيمز داگلاس ارل مورتون:(1525،1581) بوسيله دستگاهي شبيه گيوتين که خودش آن را به اسکاتلنديان معرفي کرده بود، سر بريده شد.


رودولفوني يرو:(ژنرال مکزيکي 1880، 1917) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگيني طلاهايي که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.


زئوکسيس:(نقاش يونان قرن پنجم ق.م) به تصويري که از يک ساحره پير کشيده بود آنقدر خنديد که يکي از رگ هايش پاره شد و مرد!


ژراردونرال:(نويسنده فرانسوي 1808 ،1855) با بند پيشبند، خودرا از تير چراغ برق خيابان حلق آويز کرد.
فرانسيس بيکن:(1561،1626) براثر گرفتاري در يک سرماي ناگهاني گرفتار شد و درگذشت.


فالک فيتز وارن چهارم:(بارون انگليسي 1230، 1264) در بازگشت از يک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشيده بود، در درون زره اش خفه شد.


کلاديوس اول:(امپراتور روم 54 ب م. 10 ق.م) با يک پر آغشته به سم خفه شد.


کنت اريک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ:(1860، 1895) اين انگليسي در اثر خشم ناشي از مستي، با سيخ بخاري به دوستش حمله کرد، اما خودش توي بخاري افتاد و سوخت.


گريگوري يفيموويچ راسپوتين:(1871،1916) وزنه اي به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند.


لايونل جانسن:(شاعر انگليسي 1867 ،1902) از روي چهارپايه  پشت بار به زمين افتاد و در اثر زخمهاي حاصله در گذشت.


لنگي کالير:(کلکسيونر آمريکايي 1886،1947) در خانه خود و در تله اي مهلک درگذشت. تله را براي دستگيري دزدان کار گذاشته بود.


مارکوس ليسينيوس کراسوس:(سياستمدار رومي 115، 53 ق.م) اين رهبر بدنام و صراف رمي به دست سربازان پارتي با ريختن طلاي مذاب در حلقش درگذشت.


هنري اول:(پادشاه انگليسي 1068،1135) در اثر افراط در خوردن مارماهي دچار ناراحتي روده شد و مرد.
يوسف اشماعيلو:(کشتي گير ترک) بر اثر سنگيني طلاهايي که به کمرش بسته بود در دريا غرق شد. چون نتوانست به راحتي شنا کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت   توسط میثم  |